ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 5 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

نی نی جونم...

پسرم اين روزا خيلي شيطوني ميكنه يك دفعه نشستم خودشو كج ميكنه ميره يك گوشه قلمبه ميشه  احساس ميكنم كلشو ميكوبه هاهاهاها گاهي هم از فرط پرخوري بنده سكسكه ميكنه  به باباشم ميگم ميگه واي آرتین خیلی شیطونه هااااااا سکسکه میکنه ؟؟؟؟؟؟؟؟بابا میگه  پاشو آب بخور  ولي نميدونه اخه اين پسمل من چقدر بازيگوش  هرچي بيشتر به تاريخ زايمان نزديك ميشيم بيشتر مشتاقم ببينم شاهزاده من شبيه كيه واي خدايا  اخه دوست دارم هاهاهاها  هورااااااااااااا         ...
28 ارديبهشت 1391

بعد از یک هفته بخور و بخواب

آرتین زیبای من سلام امروز برگشتیم خونه... بعد از کلی بخورو بخواب از فردا مجدد باید بریم سرکار و زندگی خودمون... میدونم که توام مثل من خسته ای ولی پسرکم کاریش نمیشه کرد... مدتی خیلی شیطون شدیاااااااااا بابا کم کم داره حرکاتت رو حس میکنه مخصوصا زمانیکه غذا یا خوراکی میخورم البته از این به بعد تازه وروجک بازیات شروع میشه گلم دیشب بابایی خواب بد دید میگفت خواب دیده رفتیم دکتر بعدش دکترتو سونو دیده تو پیشی شدی هاهاهاها وبه من گفت امروز باید بری دکتر وصدای قلبت رو بشنوی منم چون صبح باید ازمایش میدادم عصرش هم رفتم پیش دکتر وصدای زیباودلنشین قلبتو شنیدم  این دفعه از همیشه بلندتروکوبنده تربودش باورم نمیشه تو ...
27 ارديبهشت 1391

خاله های کلوپ نی نی هااا

امروز كه اومدم كلوپ خيلي دلم گرفت توقع داشتم همه بچه هارو ببينم وازشون خداحافظي كنم  چون واسه مراسم جشن سیسمونی میخوایم بریم شیراز ولي از بدشانسي هیچ كسي نبود در هرصورت شايد تا چند روز نيام كلوپ چون ميخام دربست دراختيارآرتین و شوشو باشم وكلي استراحت كنم اميدوارم تواین مدت که نیستم همه اتفاق هاي خوب براتون بيفته زندگيتون سرشار از خيرو بركت ونعمت بشه   وبه همین زودی ها دلاتون پراز ني ني بشه   وهيچ غمي تودلتون وارد نشه ممنونم توي اين مدتی كه گذشت منو راهنمايي كردين ، بامن همدلي كردين وكمك كردين  خيلي دوستون دارررررررررم خواهراي گل من براي همه چي...
23 ارديبهشت 1391

چهارشنبه سوری دوبارههههههههههههه

پسرم سلام امروز پنجشنبه است خواستم يكمي توضيح بدم ديروز برما چه گذشت وااااااااي خداي من خيلي روز سختي بود پراز سرو صدا تصورميكنم دزدان دريايي كارائيب بهمون حمله كرده بودن ومحله رو گرفته بودن از صبح ساعت 10 ترقه مينداختنو حالشو ميبردن منم سعي ميكردم خودمو بزنم به بيخيالي تا شما نترسي ولي خوب نميشد تو خودت خيلي باهوشي وهمه چيو ميفهميدي  و ميشنيدي خلاصه تا ساعت 8 شب بههمين منوال گذشت امروز هم از سر و صداهای دیروز خسته بودم  بايد شام رو اماده ميكردم ولی اصلا حسش نبود بنابراين به بابايي گفتم شام ازبيرون بياره اخه هم خسته بودم هم مهمون داشتيم خاله صفورا و خاله سولماز اینها اینجا بودن  بعداز شام هم با خاله ها...
21 ارديبهشت 1391

امروز من , فردا میاد...

    پسرم امروزِ من، فردا میاد خوابِ من ، تعبیر فردای تو باد شب به امید گلِ فردا و فرداها ی شاد ارمغانی بر تو باد پسرم : عشق را با عشق معنا کردن از آنِ تو باد پاکی و زیبایی گل های وحشی شوق زیبای دمیدن در پگاه زندگی رقص زیبای پریّان در خیال پرنیان نوشِ تو باد ! پسرم امروزِ من فردا میاد! خوابِ من ، تعبیر فردای تو باد!       1391/02/17       ...
17 ارديبهشت 1391

وقتی مریض میشی...

  وقتی مریض میشی و پزشک ازت میپرسه : بیماریت چیه؟؟ منتظر مادرت میشی... و همیشه جوا ... ب دادن رو به اون میسپاری...  چرا که میدونی مادرت همون احساسی رو داره که تو داری حتی از خودت بیشتر دردت رو احساس می کنه...!   1391/02/12 ...
12 ارديبهشت 1391

پسر شیطون من آرتین

پسرم سلام خوبي ؟؟؟؟؟؟ چندوقته عكس قشنگتو نديدم دلم برات تنگ شده   راستي پسملم ميخام ازت گله كنم اخه مدتيه نميزاري مامان سارا بخوابه خدايي اين بي معرفتي نيست ؟؟؟؟؟ توكه ميدوني من چقدر خسته ميشم ماماني كل روزو كارميكنم  بايد براي پدرجان وشما شام بپزم   اخرشبم تا ميام بخابم يك ساعت اول خيلي خوبه ولي تا ساعت ميشه 2/3 ديگه  من بايد گوسفندارو بشمرم همش از اين دنده به اون دنده ميشم فكركنم تو بيدارميشي بازي ميخاي اره ؟؟؟؟  در هرصورت پسر خوبي باش   پس به زودي منتظر اتفاق هاي خوب خوب باش پسريم دوست دارم قد همه ستاره هاي آسمون      1391/02/05     ...
5 ارديبهشت 1391
1